|
تو تو اسارت و آزادی منی تو تن سوزان منی عریان در شبی تابستانی تو مملکت منی! تو امواج سبزگون چشمان درشت تو بزرگ، تو زیبا، تو پیروز تو آرزوی دوردست و تو دست نیافتنی ام هستی تو مملکت منی تو آرزوی منی ...
| ||
+ نوشته شده در دوشنبه 10 فروردین1388ساعت   توسط بابک مینقی
|

