بیز بو شاهی ایسته میروخ والسلام
آن روز ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ روزی که تبریز قیام کرد. آن روز که سروان حق شناس با اسلحه کمری به سوی محمد تجلی شلیک کرد. آن روز که مردم یکپارچه شیشه های بانکها و مغازه ها و سینماها و آتش زدن لاستیکها را آتش زدند. آن روز که هیچ یک از قیام کنندگان داخل بانک به اسکناسی و سکه ای نیم نگاهی نیز نکردند. آن روز که همه یکپارچه می گفتند : بیز بو شاهی ایسته میروخ والسلام / ما این شاه را نمی خواهیم والسلام. آن روز که در مقابل اخبار مبینی بر اینکه قیام کنندگان اوباش و ارازل و تجزیه طلب و خارجی بودند شعار سر داده شد که : جام سیندیران اوروجعلی ، اوت یاندیران بوروجعلی ، هاردان اولدو خاریجه لی ؟
آن روز ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ شهر تبریز بود.
یک دفعه یاد شعارهای سی سال پیش افتادم. شما هم اگر شعاری را به خاطر دارید لطفا در کامنت وارد کنید که لیست این شعار ها کامل شود. تغذیه رایگان بود و به دانش آموزان پسته و شیر و بیکسویت و غیره می دادند بچه ها شعار می دادند که:
بیز بو سوتو ایچمه روخ ، قید ایسالا توشمه روخ ، ممد نفتی گئتمه سه ، بیز کلاسا گئتمه روخ / ما این شیر را نمی نوشیم ، قی و اسهال نمی گیریم ، محمد نفتچی نرود ، ما به کلاس نمی رویم.
پوسته نی ووردوخ بدنه ، خمینی گلسین وطنه / پسته را نوش جان کردیم ، خمینی به وطن بیاد.
خیابان شکیلدی ، نفت اوغروسو اکیلدی / خیابان شکیللی ، دزد نفت دررفت.
گر حکم ائلییه بوگون مراجع ، بو شاه جنایتکارا راجع ، از دم اله بیز اسلحه آللوخ ، قلدور رضانین اوغلونو تخت دن یئره ساللوخ / اگر امروز مراجع در مورد این شاه جنایتکار حکم کنند از دم اسلحه به دست می گیریم و پسر رضا قلدر را از تخت به زیر می آوریم.
حیدر صفدر ، توفنگ بیزه نئینه ر/ حیدر صفدر ، تفنگ چه اثرث بر ما دارد.
بیز بو شاهی ایسته میروخ ائولنیب ، کارترینه ن مشروب ایچیب کئفلنیب / ما این شاه را نمی خواهیم زن گرفته ، با کارتر مشروب خورده مست شده.
بیز بو شاهی ایسته میروخ والسلام ، وطن فروش ایسته میروخ والسلام / ما این شاه را نمی خواهیم والسلام ، وطن فروش نمی خواهیم والسلام السلام.


