گفتگو با بابک مینقی کارگردان فیلم کوتاه نویز / هادی دهقانی
برنده بهترین فیلمنامه از ششمین فستیوال بین المللی فیمسازان جوان باکو
فیلم کوتاه نویز ساخته بابک مینقی در ششمین فستیوال بین المللی فیلمسازان جوان باکو ، تندیس بهترین فیلمنامه را خود اختصاص داد . این فیلم در سال گذشته نیز به بخش نهایی مسابقه بین الملل فیلم کوتاه تهران نیز راه یافته بود به همین بهانه گپی دوستانه با کارگردان فیلم انجام داده ایم .
نویز را با چه انگیزه ای ساختید !؟
پس از اتمام دوره آموزشی در انجمن سینمای جوانان مدت ها بود که به ساخت اولین فیلم کوتاه خودم فکر می کردم ، ولی هنوز موفق به ساخت فیلم اول خود نشده بودم . فیلمنامه ی نویز یک تمرین درسی بود داستانی از دکتر غلامحسین ساعدی که پس از کمی سبک و سنگین کردن تبدیل به فیلمنامه ی فیلم نویز شد. پس از تاسیس انجمن فیلم در فرصتی که پیش آمد با حمایت انجمن فیلم کار ساخت نویز شروع شد . لوکیشن ها را بازبینی کردیم و آخرین مشورت ها را انجام دادیم و رسیدیم به روز اول فیلمبرداری .
چه انگیزه ای باعث شد که فیلمنامه را از نوشته های دکتر ساعدی اقتباس کنید !؟
من به لحاظ حسی علاقه وافری به اثار ساعدی داشته و دارم . ولی عامل اصلی انتخاب نویز به قابلیت های داستان « ما نمی شنویم » ساعدی باز می گردد . فیلمنامه ای پر از عناصر استاتیک . علاوه بر این ساخت داستانی از ساعدی یک نوع حرمت نهادن به شخصیت ایشان بود که تاثیر بسیار زیادی در شکل گیری ذهنیت و سلیقه هنری خود من داشت .
چه رابطه ای بین یک فیلم اقتباسی و داستان اصلی می بینید !؟ بخصوص که این مقوله نه تنها در فیلم کوتاه که در کلیت سینمای ایران نادیده انگاشته شده است .
هر اثر هنری قابلیت این را دارد که به قالب ها و شیوه های دیگر هم بروز کند . یکی از رایج ترین این تبادل ها بین ادبیات و سینما اتفاق افتاده ، سینما و ادبیات و سایر هنر ها هر کدام قابلیت ها . کاستی هایی دارند که باید در تبدیل شدن از قالبی به قالبی دیگر ظرفیت زمانی و مکانی خود را تغییر دهند . سینما در طول سده های گذشته فرصتی بوده است که سایر هنر ها سعی کرده اند به واسطه ی آنکه هنر و بیانی بسیار قابل دسترس تر از سایر هنر ها می باشد ظرفیت های خود را بیان کنند . گاها انتخاب فرمت ( زبان بیانی ) در این تبادل با شکست مواجه شده است . یعنی سینما در بعضی از موارد ، فرمت مناسبی برای بعضی از داستان ها نبوده است . داستانهایی که خود به تنهایی در قالب رمان و نمایشنامه و ... پیش از این با اقبال عمومی مواجه شده اند این رابطه بصورت عکس هم اتفاق افتاده ، فیلمهایی که یک سر و گردن از از منبع الهام خود بهتر بوده اند . کسی که این قابلیت ها را باید بسناسد ، بدون شک خود شخص کا رگردان است .یکی از سخت ترین مراحل کارگردانی انتخاب داستانی است که مقبول باشد .
در مورد اینکه چرا اقتباس در سینمای ایران جایگاهی ندارد بیشتر بر می گردد به برداشت نادرستی که از مفهوم مولف درز سینمای ایران وجود دارد . مولف در ایران بیشتر به مفهوم کارگردانی عنوان می شود که تمام مراحل کار از جمله فیلمنامه نویسی تا تدوین از زیر دست او گذشته باشد . در حال که مولف به نظر من کسی است که این فرصت را به خود و فیلمنامه و سایر عوامل می دهد . که فارغ از نگاه های مرسوم بهنگاهی مستقل و بدون وابستگی دست یابند .
آیا باز هم به دنبال اقتباس خواهید رفت !؟
حتما . و این فرصت را به خودم خواهم داد تا کارهایی را که از لحاظ ساختار داستانی ، پیکره ی منسجمی دارند را برای برگردان سینمایی مطالعه کنم .
چه تغییراتی در داستان « ما نمی شنویم » اتفاق افتاد تا تبدیل به فیلمنامه فیلم « نویز » شود!؟
عمده ترین تغییر ، تغییر بافت داستان بود رنگ بندی وفضاسازی در فیلم نقش عمده ای در انتقال روایت بر عهده دارد اما از سایر تغییرات می توانم به تغییری که مربوط به پایان بندی داستان بود اشاره کنم . در داستان ساعدی مرد جوان از پا نمی نشیند و به مبارزه به شکل علنی تری ادامه می دهد ولی قهرمان فیلم منبرخورد مستاصلانه ای با نصب دوباره بلند گو دارد چون زمان و مکان حادثه عوض شده است . روحیات من و دوستانم به کلی نسبت به دهه ۴۰ دگرگون شده است به زبان ساده مفهوم مبارزه تغییر یافته است .
فیلم از نورپردازی ، رنگ بندی منحصر به فردی برخوردار بود همچنین آهنگ مناسبی در تدوین داشت . چگونه به این نگاه دست پیدا کردید !؟
درباره ی رنگ و نور تمام آن چیزی که توی ذهن داشتم به مرحله عمل نرسید . ولی در کل نسبت به مقوله ی رنگ و نور پردازی راضی هستم . برای بوجود آمدن طیف رنگ قهوه ای در فیلم نه تنها از منظر فیلتر که در طراحی صحنه و لباس هم دقت کردیم که رنگی با تونالیته ی متفاوت نباشد که توی ذوق بزند . اما درباره ی تدوین باید بگویم که ۳ تدوین گر متفاوتعوض شد تا اینکه به کمک تدوین گر چهارم ( آقای بحری ) فیلم به پایان رسید .
می دانم که مدت زمانی طولانی درگیر به پایان رساندن فیلم بودید . در این مدت چه گذشت !؟تصاویر در سال۸۳ تصویر برداری شد و در سال ۸۴ آخرین تدوین فیلم به پایان رسید . در تمان این سالها وسوسه و وحشت درباره ی ناتوانیم نسبت به انجام صحیح امور بر من بست پیدا کرده بود . فیلم « نویز » اولین تجربه ی من در کارگردانی بود به لحاظ فکری پروژه ای متفاوت و پیچیده ، این امر باعث می شد که انجام امور به کندی پیش برود . هر چند در نهایت با اتمام فیلم و موفقیت نسبی آن تمام زجرهای چند سال گذشته به خوشی تمام شد .
نظرتان درباره ی کارگردانی فیلم کوتاه چیست !؟
این پرسش در حقیقت یک فرصت برای نگاه کردن به شغلی است که من آن را به عنوان حرفه برگزیده ام وقتی می گویم حرفه نه از نظر مادی که بیشتر برایم جنبه ی علمی و کار آموزی آن مطرح است . وقتی سر صحنه هستم سرشار از انرژی ام و آماده انفجار ... ولی تمام طول سال را به آن یک هفته و سه روزی فکر می کنم که سر صحنه هستم و اتفاقاتی که ممکن است آنجا پیش بیابید گاهی دچار هیجانم از اتفاقی که قرار است بیفتد و بیشتر دچار افسردگی ... من همیشه به خودم نمره از یک تا صد می دهم و خودم را ارزیابی می کنم . کارگردانی فیلم کوتاه این فرصت را به من می دهد که به ترس ها و هیجاناتم درباره ی سینما ، بهتر بیندیشم .
برای فیلم نویز چه نمره ای دادید !؟
بیست از صد ، نویز را دوست دارم فیلمی است که به واسطه ی آن من دیده شده ام ، تشویق شده ام ولی همیشه به این موضوع فکر می کنم که نویز می توانست فیلم خوش ساخت تر و بهتری باشد .
درباره ی صداگذاری فیلم باید بگویم که صداها در حد و کیفیت مناسبی نیستند !؟
این مشکل را در فیلم دومم هم تجربه کردم ... یکی از مشکلات ساخت فیلم نویز مسئله صدا گذاری بود . با چند نفری که در این زمینه تخصص داشتند صحبت کردیم ولی در نهایت صداهای فیلم از حد استاندارد هم پایین بود . و موقع میک کردن به خاطر عدم آگاهی نسبت به تعویض یک کابل تمام صدای فیلم از استریو به منو تبدیل شد ...
بعد از نویز فیلم کوتاه « موش ها و آدم ها » چگونه شکل گرفت !؟
درباره ی این فیلم زیاد دوست ندارم که صحبت کنم چون که فیلم هنوز به آن صورت که باید دیده شود دیده نشده . موش ها و آدم ها در یک نشست چند ساعته نوشته شد و روز بعد هم رفتیم سر صحنه که در واقع انبار محل کار یکی از دوستانم بود . قبل از شروع تصویربرداری آخرین تغییرات راروی فیلمنامه اعمال کردیم و بعد چند کاغذ رنگی به دیوار زدیم و سعی کردیم در با دکوپاژ مقابل دو متر مربع رنگ قرمز حس و حال یک پناهگاه را به تصویر بکشیم و ...
بزرگترین نقطه ضعفی که برای فیلمهایتان قائل هستید چه چیزی است !؟
مسئله همکارانم . در هر دو فیلم قبلی من به دلیل سهل انگاری دوستانم کلیدی ترین بخش داستانهایم را از دست دادم در سکانس بیابان فیلم نویز سهل انگاری باعث شد مقدار زیادی گرد و غبار به هد دوربین بگیرد و باعث ریخته شدن تصویر بشود .
آسیب شناسی فیلم کوتاه در استان را چگونه می بینید !؟
عمده ترین مشکل فیلم سازان جوان استان مابحث مدیریت است متاسفانه مدیریت فرهنگی و هنری در شهر ما بیشتر به دنبال آمار هستند و گزارش سالانه و نه در فکر ارتقا سینما و کمک به حیات اجتماعی و هنری فیلم سازان جوان . گاهی به این مسئله فکر می کنم که وقتی قرار است از جیب خودمان و فکر خودمان بنویسیم و بسازیم و برای جشنواره ها بفرستیم دیگر چه نیازی به مدیر داریم . در این جا منظورم از مدیر نه یک شخص که بلکه کلیت اشخاص و ارگانهایی است که به نوعی تولیت و مسئولیت حمایت از فیمسازی و سینما را بر عهده دارند ، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی ، انجمن سینمای جوان ، حوزه هنری و صدا سیما و ... هر کدام ساز خود را می زنند و کاری به کار تولید ، حمایت و آموزش و ... ندارند .
مشکل بعدی فیلم کوتاه استان نگرش خود شخص من و دوستانم است که در این حوزه فعالیت می کنیم . نا آگاهی و کمبود دانش آکادمیک و اقتصاد به شدت متکی به خانواده و پول توجیبی ما را آسیب پذیر ، زود رنج و خود بزرگ بین پرورش داده است .
چشم انداز آتی فیلم کوتا ه در استان را چگونه می بینید ؟
من ذاتا آدم خوش بینی هستم تاسیس انجمن فیلم و برگزاری همایش ی فیلم کوتاه نقش مهمی در تجدید حیات و روحیه سینمائی در استان ایفا کرده است و انجم فیلم در حال برداشتن قدم های بزرگی است . برگزاری دوره های آموزشی ، افتتاح دفتر در شهرستان ها و از همه مهم تر برگزاری جشنواره رحمت همه فرصت و موقعیت بزرگی برای نشان دادن توانایی های بچه های فیلم کوتاه بوده است . تجربه نشان داده که بچه های فیلم کوتاه حرفهای زیادی برای گفتن دارند .
...
و در آخر اگر حرفی دارید !؟
از شما سپاسگذارم برای فرصتی که به من دادید .
این گفتگو پیش از این در شمار ۱۴۳ هفته نامه ساقی چاپ شده است