قبل از شروع بازي يك كيلو تخمه آماده كرده بوديم و با كلي پيش دستي كه عملا به هيچ دردي نخوردند .اصلا زمان ت...(تخمه شكستن)هيچ استفاده اي ندارند چون هر چقدر هم كه با دقت پرت كني باز توي آن نمي افتد مخصوصا موقع تماشاي بازيهاي حساسي مثل بازي امشب.و من نميدانم مادرم چرا اينقدر اصرار به استفاده از اينها دارد.البته يك بار اينرا ازش پرسيدم و گفت خودت كه مادر شدي ميفهمي و نزديك بود گريه كند :دي
تشكر ميكنم از كليه بازيكنان و عوامل تيم تراكتور سازي تبريز و مخصوصا از هواداراني كه چه در ورزشگاه ،چه در خانه و چه در پارك جلوي خانمان با من همصدا فرياد زدند.فريادهايي كه فقط تشويق يك تيم فوتبال نبود اين فريادها خيلي معني هاي عميق تري داشتند و بازي فقط بهانه اي بود ،تلنگري بود براي لحظه اي همصدايي.
مگه ما دل نداريم ،هيجان نداريم مگه ما بلد نيستيم صورتمونو قرمز رنگ كنيم بريم اونجا ادا اطوار در بياريم،پيرهن پاره كنيم .بمب و خمپاره پرت كنيم فحش بديم اونهم فحش برادر پدريه ركيك ؟!! والا بهتر از ايناشم بلديم شما اجازه بديد يك بار امتحان كنيم ببينين .


