تبليغاتX
کافه بلاگ

کافه بلاگ

       

         فیلم کوتاه نویز در در فستیوال آنتی متر در ویکتوریای کانادا  که از تاریخ ۲۱ تا ۲۹ سپتامبر ادامه دارد پخش خواهد شد . این فستیوال در دهمین دوره برگزاری خود با حمایت سازمان ملی فیلم کانادا پذیرای صدها فیلم بلند ، کوتاه داستانی ، مستند و انیمیشن از سراسر جهان می باشد . فیلم نویز ساخته ی بابک مینقی که پیش از این در جشنواره های بلک برلین و مدیا آرت آلمان ، یونیکای کره ، پالم اسرینگ آمریکا وینتر تور سویس و جشنواره های فیلم کوتاه بلغارستان ، آذربایجان ، افغانستان پخش شده است داستان مرد جوانی است که به مبارزه با بلندگوی بر می خیزد که جلوی پنجره اتاقش نسب شده است . فیلم ماتیک آخرین ساخته ایشان با پشت سر گذاشتن آخرین مراحل صدا گذاری برای ارسال به فستیوالهای جهانی آماده می شود .

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 شهریور1386ساعت   توسط بابک مینقی  | 

                  

     

                                             زمانه بی سرود آزادی

 

محمد فرزین نیا

    

آغازگه «نویز» آهِ حسرت وار شاملوست بر زمانه بی سرود آزادی و پارودی طناز فیلم که در جای  جایی اثر جاری است از همین ابتدا رخ می نماید : با تقدیم فیلم به تمام دیکتاتورهای عالم همراه با قطعه ای مارش نظامی . و این موقعیت گروتسک و طنز نهفته در بطن متنی تلخ بی گمان بارزترین خصیصة «نویز» است .

تصاویر منجمد خانه ها و پنجره های شکسته شان مُعرف مکانی متروک و ساکنان اسیر آن است و به همین دلیل انتخاب رنگ مایه خاکستری و قهوه ای تصاویر توانسته اند بخوبی بیانگر ایده ناب فیلم باشد که در واقع از داستان «ما نمی شنویم» استاد غلامحسین ساعدی اقتباس گشته است . ترجمان صحیح سینمایی از این داستان تنها به فرم ساختاری اثر مربوط نمی گردد بل حتی در نحوه چیدمان حوادث و شخصیت پردازی نیز توانسته با حفظ جذابیت ایده مرکزی داستان ، نگرش و زیبای شناسی خود فیلمساز را هم منتقل کند . کاراکتر اصلی «نویز» بر خلاف داستان در انتها با نوعی یاس و سرخوردگی به بلندگوی تازه ای می نگرد که بر سر تیرک نزدیک خانه شان نصب می شود و دیگر کنشی یا مقاومتی از خود نشان نمی دهد [ در داستان شخصیت اصلی بار دیگر به مقابله برمی خیزد ] و این شاید بازتاب شرایط و برهه ای باشد که فیلمساز اثرش را مطابق آن عرضه می  دارد . با این حال هر چند فرد در انتها واخورده و مستاصل می نماید ، حاشا اگر بخواهیم عصاره اثر را بر سازش پذیری بر نماییم که بر عکس ، نویز درباره طغیان است و در کلیتش نمودار یک مفهوم : عصیان .

این عصیان در مقابل هژمونی قدرت حاکمی است که تجلی اش را در گفتارهای تحکم آمیز بلندگویی می شنویم [ یا به عبارتی نمی خواهیم بشنویم ] . کاراکتر فیلم برای مقابله با این هجمه عنصر متعدی به روشهای گوناگون که همگی عقوبتی بی سرانجام دارند متوسل می شود . کنشش مانند سخن عاشق است علیه جمود حاضر ، مانند هستی عشق است نافی وجود دولت و هنجار شکنی انسانی است زیاده انسانی علیه تن حاکم و نظم کاذبش که خط تفارق انسان را با غیر انسان نامحسوس کرده است . البته این کنش شخصیت در نزد فیلمساز تهی از جنبه آگاهانه زیستن و به انتخاب برگزیدن اوست و حتی چنین می نماید که او در این جا طالب آسایشی شخصی است اما سرانجام ایستادگی اش او را در هیات انسانی آشکار می سازد که در جامعه سراسر مسخ شده محکوم  است و مجنون ، نه به خاطر سر به بیابان گزاردن بل به خاطر قلتش .                              

در انتهای این جستار دوست دارم اشاره ای نیز داشته باشم بر انتظاری که برآورده نشد . انتظار استفاده خلاقانه تر فیلمساز از عنصر صدا و همچنین بیان سینمایی قوی تر با توجه به  محملی که ایده فیلم برای بکارگیری آنها فراهم آورده بود .              

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 شهریور1386ساعت   توسط بابک مینقی  | 

نشریه الکترونیکی بیل

http://www.bayal.blogfa.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 شهریور1386ساعت   توسط بابک مینقی  |